پدر شهید حاج حمید حافظی در گفتوگو با خبرنگار حیات با اشاره به ویژگیهای اخلاقی فرزندش اظهار کرد: ما هیچوقت نمیدانستیم حمید کجا کار میکند. هیچوقت به ما نمیگفت کجا مشغول است. بچهها که از او میپرسیدند، میگفت در وزارت کشور کار میکنم. هیچوقت نگفت که در بیت رهبری خدمت میکند.
وی با بیان اینکه شهید حافظی فردی بسیار مهربان و بیآزار بود، افزود: بچه خوبی بود و دل من برایش خیلی تنگ شده است. هر سه وعده نماز را در مسجد و به جماعت میخواند. بسیار آرام بود و همیشه اهل گذشت بود. اگر گاهی حرفی میزدم، چیزی نمیگفت و با ما با مهربانی رفتار میکرد.
پدر شهید حافظی ادامه داد: اواخر عمرش به من میگفت «بابا، دنیا ارزشی ندارد». میگفت اگر چیزی خریدی، به دیگری هم بده تا او هم از آن استفاده کند و سود ببرد و همه سود نباید برای ما باشد؛ اگر بشقابی خریدی، مقداری از آن را به دیگری بده تا او هم سود ببرد. اخلاقش واقعاً خوب بود.
وی درباره پنهان نگه داشتن محل خدمت فرزندش از خانواده گفت: این مدتی که در بیت رهبری کار میکرد، به ما چیزی نگفت. تازه بعد از شهادتش فهمیدیم که کجا خدمت میکرد و متوجه شدیم سالها در بیت رهبری مشغول بوده است.
پدر شهید حاج حمید حافظی با اشاره به سابقه حضور فرزندش در کنار رهبران انقلاب اظهار کرد: وقتی در دبیرستان بود، بعد از آمدن امام خمینی(ره)، نزد امام رفت و پس از رحلت ایشان نیز در کنار رهبر انقلاب ماند و تا زمان شهادتش خدمت کرد.
وی افزود: حاج حمید با همه مهربان بود و همیشه گذشت میکرد. من هیچوقت از او بدی ندیدم.
پدر شهید حافظی با اشاره به حساسیت فرزندش نسبت به مسائل مالی و حقالناس گفت: حتی غذای دیگران را بهراحتی نمیخورد و میگفت ممکن است اشکالی داشته باشد.
وی درباره رابطه نزدیک خود با فرزندش گفت: حدود ۱۶ سال در طبقه بالای خانه من زندگی میکرد. بعد که بچههایش بزرگ شدند، خانهای خرید و به آنجا رفت. میگفت بچهدار شدهام و بچهها بالا و پایین میپرند و ممکن است تو اذیت شوی. من هم به او میگفتم بچههایت نوههای من هستند و جان مناند.
پدر شهید حاج حمید حافظی در پایان با اشاره به لحظهای که خبر شهادت فرزندش را شنید، گفت: وقتی حسینآقا به من گفت «حاج حمید را زدند»، ابتدا فکر کردم شوخی میکند. بعد دیدم واقعاً چنین اتفاقی افتاده است. فهمیدم حاج حمید شهید شده و زیر آوار، در کنار رهبر انقلاب، به شهادت رسیده است.
وی با بغض گفت: در هر صورت، من هیچوقت از او بدی ندیدم و دلم برایش خیلی تنگ شده است.
انتهای پیام/ سیدمحسن طباطبایی
نظر شما